![]() |
![]() |
|
|
سلام: امروز روز درگذشت دکتر علی شریعتی و یک سال هست که من این و بلاگ رو دارم. از تمام دوستانی که توی این یک سال با نظراتشون منو خوشحال کردن ممنونم. شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم، وقتی می خواند نمی شنیدم... وقتی دیدم که نبود... وقتی شنیدم که نخواند...! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای رود و زلال، در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد. تشنه ی آتش باشی و نه آب، و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید. تو تشنه ی آب گردی نه تشنه ی آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود، از غم نبودن تو می گداخت! و تو آموختی آنچه دو روح خویشاوند را در غربت این آسمان و زمین بی درد، دردمند می دارد و نیازمند بی تاب یکدیگر می سازد، « دوست داشتن است» و من در نگاه تو ای خوشاوند بزرگ من، ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود و در ارتعاش پر اضطراب سخنت، شوق فرار پدیدار! دیدم که تو تبعیدی این زمینی و اکنون تو با مرگ رفته ای و من، اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس، گامی یه تو نزدیک تر می شوم و ... این زندگی من است. « دکتر علی شریعتی»
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:45 توسط شیما خانوم گل گلاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
1368.7.19
|
|
RSS
|