![]() |
![]() |
|
|
دوست داشتن از عشق برتر است.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر بزند بی ارزش است و دوست داستن از روح طلوع می کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق در غالب دل ها، در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالی و مظاهر مشترکی است. اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و ز روح رنگ می گیرد و چون روح ها، بر خلاف غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه ی خویش دارد، می توان گفت که به شماره ی هر روحی، دوست داشتنی هست. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست.... عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنان که شوپهناور می گوید:« شما بیست سال بر سن معشوق تان بیفزایید، آنگاه تأثیر مستقیم آن را بر روی احساس تان مطالعه کنید»! اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند. عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت. «دکتر علی شریعتی»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 14:48 توسط شیما خانوم گل گلاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|